دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

490

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

حالت محافظه‌كارى ذاتى كه در معماران و بنّايان ايرانى وجود داشت و با صراحت خودى نشان مىداد در اينجا به‌ندرت به چشم مىخورد . استادكاران در زمينه سبك معمارى دوره صفوى زياد صحبت كرديم . حال ببينيم استادكاران اين معمارى چه كسانى بودند ؟ درعين‌حال كه آثار عمومى همچون كاروانسرا حاكى از وجود گروهى از استادكاران است كه از جائى به جاى ديگر مىرفتند و در جريان اين سفرها به توسعه « سبك خانگى » مىپرداختند ، سبكى كه مجال اندكى به ابتكارات ويژه مىداد ، بالعكس شواهدى از بناهاى مذهبى صفوى نشان مىدهد كه استادكاران محلى در اجراى ابتكارهاى بومى پيش قدم بودند . همچنين شواهد حاكى از آنست كه استادكاران در اثناى اين دوره به بهبود شأن و مقام خود مىپرداختند . اين فرضيه را دو عامل تقويت مىكند . نخست ، از اين دوره نسبت به ادوار پيشين ، نام استادكاران زيادى در دست است . البته اين مسأله درنتيجه تعداد زياد آثار دوره صفوى است . امّا ابنيه‌اى كه سابقا بدون رقم و كتيبه و يا داراى فقط يك كتيبه بودند ، در اين زمان چندين كتيبه داشتند . اين قضيه حاكى از خويشتن‌باورى و اعتمادبنفس بيشتر استادكاران نسبت به سابق است و خود اين مسأله هم علامت بهبود مقام و منزلت آنها است . دوم اينكه كتيبه‌ها حاكى از گرايش تازه به تقسيم كار در برپائى عمارت بود . يك نفر استادكار طراحى مىكرد ، يكى ديگر مىساخت و سديگر به كاشيكارى مىپرداخت ( نقوش آن‌را طراحى مىكرد و از اين زمان به بعد اصطلاح نقاش رواج گرفت ) و چهارمى هم كتيبه‌ها را مىنوشت - هريك از اينها جداگانه اثرش را رقم مىزد و ماهيت كارش را مشخص مىساخت . او همچنين نسبت و نام پدرش را مىنوشت ولى غير از اينها چيز ديگرى ارائه نمىداد . اين ارقام متعدد كه بر روى عمارتى واحد ظاهرشده نشان مىدهد كه شأن و منزلت استاد بنّا تاحدودى كاهش يافته و به‌جاى او همقطاران استادكارش به نوائى رسيده‌اند . در ميان متخصصانى كه اعتبار آنها در اين زمان افزايش يافت بايد بويژه از كاشيكاران ( كه در اين زمان به كاشىتراشان شهرت يافته بودند ) و خطاطان نام برد . اسم خطاطان بيش‌از گذشته ذكر شده است ؛ آنها علىالخصوص در كتيبه‌نگارى معمارى تخصص داشتند . نام و نشان تعدادى از آنها همراه رقم‌هايشان بر روى گروهى از ابنيه سرتاسر ايران ثبت شده است . از اينرو از كار آنها سالشمارى در دست است و لذا مىتوان تحول سبك آنها را مشخص و تعريف كرد . افزون‌براين ، همين موارد حاكى از آنست كه در سرتاسر ايران استادكاران بنام و معروف به كار دعوت مىشدند . يكى از نمونه‌هاى بارز ، محمد رضا امامى است كه كار او بر روى ابنيه